گروتسک در غرب به عنوان یک سبک هنری ، حداقل از ابتدای دورۀ مسیحیت در فرهنگ رومی سابقه دارد . آن هنگام که در یک نقاشی واحد ، انسان ، حیوان و گیاه را به هم درمی آمیختند . در حقیقت گروتسک به عنوان یک اصطالح معتبر و پرمعنا جدیداً مورد پذیرش قرار گرفته است . هرچند کوششهای مهم ولی پراکنده در تعریف گروتسک ، در صدۀ نوزده میلادی صورت گرفت ؛ اما تنها در سال ١٩٥٧ میلادی و با انتشار کتاب « گروتسک در هنر و ادبیات » اثر ولفگانگ کیزر منتقد آلمانی بود که گروتسک مورد بررسی بسیاری از تحلیلهای زیباشناختی و سنجش ناقدان قرار گرفت . بیشترین تلاش در بیان ماهیت گروتسک توسط ولفگانگ کیزر انجام گرفته است . وی در کتابش میگوید : گروتسک تجلی این دنیای پریشان و از خود بیگانه است ، یعنی دیدن دنیای آشنا از چشم اندازی که آن را عجیب مینماید و این عجیب بودن ممکن است آن را مضحک یا ترسناک جلوه دهد و یا هردو کیفیت را به صورت همزمان پدید آورد . گروتسک بازی با پوچیهاست . به این مفهوم که هنرمند گروتسک پرداز درحالی که اضطراب خاطر را در خندۀ ظاهر پنهان میکند ، پوچیهای عمیق هستی را به بازی میگیرد . گروتسک حرکتی است در جهت تسلط بر عناصر پلید و شیطانی دنیا و طرد نمودن آنها .
لطفا" روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
بحث و گفتگو دربا ره ی خا ستگا ه تعزیه و زما ن پیدایی تعزیه خوانی در جا معه ی ایرانی ، دو موضوع بسیا ر مهم در تا ریخ تعزیه پژوهی بوده است و تعزیه پژوها ن در خصوص اصل ومنشاء و تا ریخ پیدایی تعزیه خوانی به یک نتیجه و نظر دقیق و قطعی نرسیده اند و همچنان راه جستجو و تحقیق در این مقوله گشوده است .
با توجه به نظریه ی خا ستگا ه آیینی نما یش و نگا ه به نما یشهای کلاسیک در سرزمینهای کهن ، و پیوند آن با نما یشهای آیینی آن سرزمین ها که ریشه در اسطوره ها ، افسانه ها ، عقاید، با ورها و در یک کلام فرهنگ عا مه ی مردم آن جوامع دارد ؛ می توان چنین تصور نمود که ایرانیا ن شیعه نیز در سا ختن تعزیه و به نما یش درآوردن واقعه های کربلا ، به نما یش های آیینی ایرانیا ن قدیم و شیوه ی منا سک و آیین های آنا ن و پا ره ای از عنا صر اسطوره ای و حمــا سی ســا زند ه ی نما یش ها ی آییـنی نظر داشـتـه ا ند . به نظـر می رسد که نما یش « مصا ئب میترا» و « سوگ سیا وش » در ایران ، اصلی ترین نمونه از آیین های زمینه سا ز نما یش « مصا ئب اما م حسین » و وقایع کربلا بوده با شد .
« السعید عطیه ابوالنقطه » نویسنده ی مصری معتقد است که ایرانیا ن با پیش زمینه ی هنر تئا تر که در جامعه شا ن داشتند ، توانستند از شها دت اما م حسین و اصحا بش درام های مذهـبی بیا فرینند ، درصورتی که اعـراب هیچگا ه به این اندیشه نیفتا د ند که از این وقا یع بهره گیرند ، زیرا در میا نشان هـنر نما یش سنت نبود .
نکته ی قا بل توجه در خصوص تکوین تعزیه خوانی ، ریشه ی دینی و مذهبی آن است . حال آنکه اعراب و اند یشه ای که آنا ن مروج آن بودند ، هرگونه تجسم عـینی از مفا هیم و اندیشه ها را حرام میدانست ( نمونه ی با رز این اندیشه را می توان در مبا رزه ی اعـراب با پیکره سا زی و نقاشی یا فت ) . این در حا لی است که هنرمند ایرانی میکوشید تا در هنر تعزیه ، مصا ئب و وقا یع کربلا را به تما شا بگذارد . نا گفته پیداست که سیر تکوین و قوام این هنر نما یشی با چه افت و خیزها یی مواجه بوده است .
بسیا ری از فقهای سنت گرا با شبیه و تشبیه و تعزیه خوانی مخا لفت میکردند و به لباس معصوما ن درآمدن و در نقش آنا ن ظا هر شدن و شبیه درآوردن های مذهبی را گناه و اهانت به سا حت مقد س ائمه ی اطها ر میدانستند . این گروه روحا نی معتقد بودند که نبا ید به قصد عزاداری برای سیدالشهدا و اهل بیت و یاران او ، و انجا م دادن هر کا ر ثواب یا مستحب به کا ری نا شا یست و حرام دست زد .
لطفا" روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
کلمه ی رومانتیک ، مدت زیادی مترادف با Pittoresque ( خیال انگیز ) و Romanesque ( افسانه ای) بکار برده می شد . در نیمه ی دوم قرن هیجدهم ، کلاسیک های شکست خورده این عنوان را برای تمسخر طرفداران رومانتیسم بکار می بردند ؛ ولی نویسندگان جدید ، این عنوان را پذیرفته و خود را باافتخار ، رومانتیک خواندند .
برای معرفی این مکتب ، نمی توان اصول و قواعد ثابتی را برشمرد چراکه رومانتیسم برخلاف کلاسیسیسم ، مکتبی بسیار پیچیده و آشفته به حساب می آید . رومانتیک ها درباره ی مکتب خود آراء متفاوتی دارند و اصولی که آنان را با هم متحد ساخته ، نامفهوم و اغلب متضاد است .
لطفا" روی ادامه ی مطلب کلیک کنید