وقتی می گوییم نمایش ملی ما باید بر اساس اسلوب و روش اجرایی نمایش های بومی و سنتی پی ریزی شود، منظور فقط تعزیه نیست. تعزیه یکی از انواع نمایش های سنتی ماست. نمایش های سنتی و بومی ما همقدر سرزمین ما پهناور و همچند آداب و رسوم و زبان ها و لهجه ها و مراسم و باورهای ما گوناگون هستند و بخش اساسی و بنیادی فرهنگ عظیم ملی ما را دربرمی گیرد.
برخی از راویان اهل نمایش معتقدند که تعزیه در ایران ریشه ای غربی و مسیحی دارد و به دلیل رقابت سیاسی بین صفویه و دولت عثمانی، در ایران ریشه گرفته و نشو و نما پیدا کرده است. چنین نیست. براساس مدارک و شواهد دقیق تاریخی این دو، مراحل تکوینی متفاوتی دارند. میسترها در اروپا از دل مراسم آیینی و اعیاد و ذکر مصایب مسیح در کلیسا برون آمده اند، درحالیکه تعزیه ریشه و پیوستگی تام و تمام با مراسم آیینی تاریخی ایرانی با قدمتی سه هزار ساله دارد. در این زمینه اگر تشابه و قرائنی بین مراسم آیینی ایران و یونان باشد، باید آن را بین یادواره «دیونوسوس» و «سوگ سیاوش» جستجو کرد، نه بین میسترها و تعزیه.
متاسفانه این تشابه مراسم آیینی دیونوسوس و سیاوش به سبب شیفتگی روشنفکران ایرانی به غرب، تقریبا تمام توجه اکثریت قریب به اتفاق پژوهندگان ما را به سوی غرب، به ویژه یونان جلب کرده و آنان را از توجه به منابع عظیم مشترک فرهنگی ما با شرق میانه و دور، غافل کرده است، منابعی که قدمت بیش از سه هزار سال را دارند و اکثرا به طور حیرت انگیزی هم گون و هم ریشه اند.
لطفا روی ادامه ی مطلب کلیک کنید