تبليغاتX
سیماچه ی تماشا
درباره ی هنر تئاتر

 

نگاهی به جنبه های نمایشی داستان سیاوش

 

 تقدیم به استاد عزیزم دکتر عباس عاشوری نژاد

 

اسطوره از نخستين تجليات هوش بشر و منبع الهام نخستين قصه هايي بوده كه انسان ساخته است. اسطوره ريشه در چیزهایی داشت که آدمی معنای آنها را درنمی یافت اما برای تسکین وحشت و هراس خود میکوشید تا آنها را تفسیر نماید. در دورانهای بعد، اسطوره جای خود را به افسانه و داستان داد و نمودهای دیگری از درون پرآشوب آدمی جلوه گر گردید و اینها نیز منابعی شدند تا انسان متمدن افکار و درون خود را در قالب نمایش و تئاتر به تماشا بنشیند. حتی برخی ملل برای القای روحیه ای خاص به اجتماع خویش، داستان یا افسانه ای را از ملل دیگر وام گرفته و به صورت نمایشنامه درآوردند.

برای نمونه میتوان به تراژدی های قهرمانی انگلستان در نیمه دوم قرن هفدهم اشاره نمود که بر محور انتقام و دعوی عشق و شرف دورمیزند. از نویسندگان محبوب آن دوره " الکاناستل" Elkana settle بود که نمایشنامه " کمبوجیه شاه ایران" Cambyses , King of Persia را با الهام از داستانی ایرانی و در سال 1671 میلادی تالیف نموده است.

در این میان علاقمندی دیرینه انسان برای تماشای تراژدی و تسکین هوس گریستن نیز درخور توجه است. تراژدی همان معرفت یافتن بر نیروهای شومی است که بر زندگی انسان تسلط دارند و به عبارتی دیگر لذت تراژیک نیز همان معرفت یافتن است. ارسطو لذت تراژیک را برگرفته از کلمه یونانی Calharsis میداند که همان تهذیب و پاکسازی است و سرمنشاء این لذت در خوداندیشی و هیجاناتی است که در مخاطب تراژدی ایجاد میشود.

در تئاتر ایران نیز به برخی از داستانهای ملی بیشر پرداخته شده است که از آن جمله میتوان به داستان اسفندیار، آرش کمانگیر، رستم و سهراب، سیاوش و پوریای ولی اشاره نمود. این داستانها بارها و در گونه های مختلف نمایشی به صورت نمایشنامه درآمده اند ولی جز برخی آثار نویسندگان آشنا به فن، بیشتر آثار به دلیل ضعفهای ساختاری به فراموشی سپرده شده اند.

 

لطفا روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 12  توسط مهدی خلیل زاده  |