ظهور سبک جدید ، فضای جدیدی را در طراحی صحنه طلب می کرد ؛ زیرا دکور طبیعت گرا به هیچ وجه قادر نبود وجوه پر رمز و راز نمایشنامه های فوق را انعکاس دهد و از برخورد با پدیده های روانی عاجز می ماند . زیرا حیطه ی خیال و رویا ، اصول و مبانی جدیدی را در صحنه آرائی خاص خود ، طلب می کرد .
به نظر نمادگرایان ، طبیعت گرائی ، دنیا را فقط از دریچه ی آن چیزی که در روی صحنه خلق می شد ، می دید ؛ بنابراین میزان فهم آن از حقیقت ، بسیار ناچیز بود . این نوع دکور با چهار چوب بسته ی زمانی و مکانی خود ، قدرت تخیل را از تماشاگر ، سلب و دست و پای او را در میان گوشه ای بسیار کوچک از حقایق بیشمار جهان ، بسته نگاه می داشت .
بر خلاف طبیعت گرایان که اساس هنرشان بر تقلید محض از طبیعت قرار داشت ، نمادگرایان اعلام کردند که تقلید محض ، از ارزش هر چیز می کاهد . ایشان معتقد بودند که دکور باید خیال انگیز باشد ، نباید عینیت چیزی را به تماشاگر نشان دهد ؛ بلکه باید فضای نمایش را توسط خط و رنگ در ذهن تماشاگر بیافریند .
دکور می بایست ساده بوده از اسارت زمان و مکان رها باشد . با پراکندگی ، آشفتگی و شلوغ کاری فقط می توان ذهن را مغشوش و گمراه کرد . باید از آنچه تماشاگر را از خیال باز می دارد ، پرهیز نمود .
نمادگرایان ، صحنه آرائی را چیزی جدا از متن نمی دانستند ؛ و آن را جزء تفکیک ناپذیر کلمات محسوب می کردند . شعار آنها چنین بود : " فضا را فقط کلمات هستند که می سازند نه چیز دیگر " ، " پی یر کی یار " P. Quillard از بزرگترین کارگردانان این سبک می گوید : ... وقتی کلمات ( یک قصر عالی ) به زبان آورده می شود ، یک ( طراح صحنه ) ... هر قدر که زحمت بکشد ، نخواهد توانست چیزی بسازد که با تصویری که ... کلمات ( یک قصر عالی ) در ذهن شنونده ابجاد کرده ، مطابقت داشته باشد . این کلمات در ذهن هر کس تصویر خاصی را مسجم می سازد و این تصویر با هر دکوری که روی صحنه آورده شود ، فرق خواهد داشت . بنابراین دکور ( واقع گرا یا طبیعت گرا ) ، نه فقط به تخیل کمک نمی کند ، بلکه به آن لطمه می زند ...
" آلفرد ژاری " A . Garry حامی بزرگ نمادگرائی و نمایشنامه نویس برجسته ی فرانسوی نیز ، این امر را صحیح می دانست . او دکوری را ارزشمند می پنداشت که با مشاهده ی آن ، به تعداد تماشاگران ، تصاویر مختلفی در ذهن نقش ببندد .